الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
72
الخصال ( فارسى )
تأسف مىخورد . مراعات افكار عمومى و نمايش روح حكومت ملى على عليه السلام چون مردان دنيا دار و رياست طلب هيچ گاه در تك و پوى خلافت و زمامدارى تحميلى نبود و نميخواست خود را بر خلاف ميل مردم برايشان تحميل كند اقدامات او براى اين بود كه مردم را بوظيفه خودشان رهبرى كند و به آنها بفهماند كه بايد از روى ميل و رغبت او را بپيشوائى كه منصب خدا داده او است بپذيرند تا آنها را به راه راست و طريق عدالت و سعادت رهبرى كند از اين رو چون عثمان در اثر كارهاى ناهنجار خود بدست انقلابيون اسلام كشته شد على عليه السلام در خانه نشست و هيچ اظهار رغبتى به كار خلافت نكرد تا مردم فوج فوج به خانه او ريختند و با خواهش و اصرار بسيار فراوان او را بقبول زمامدارى دعوت نموده و پس از اصرار بسيار با آن حضرت بيعت كردند چون آن حضرت بر مسند خلافت و پيشوائى متمكن گرديد بهترين نمونه حكومت عادلانه را بمعرض نمايش گذاشت . 1 - تحت تأثير اطرافيان و استفادهجويان كه چون زالو در اطراف زمامداران گرد مىآيند تا بوسيله او خون ملت را بمكند واقع نشد همه مسلمانان را برابر و برادر نگاه كرد و آزردگى خاطر چون طلحه و زبير را به چيزى نشمرد و مانند معاويه حاكم ظالم و ريشهدارى را از كار بر كنار كرد و فرمان عزل او را نوشت پارهاى بر اين صراحت و دقت آن حضرت خرده گرفتهاند و گفتهاند اگر با اين افراد مؤثر مدارا كرده بود و در اثر رنجش خاطر آنها جنگ جمل و صفين و در نتيجه نهروان رخ نداده بود كار او بهتر رونق ميگرفت و در محيط آرامى باصلاحات بيشترى موفق ميشد ولى اين خرده گيران در وضعيت آن روز جامعه اسلامى مطالعه كافى نكرده و تاريخ نشده را موافق تخمين خود تشخيص دادهاند . در اثر مظالمى كه عثمان و عمال خود سر و ديكتاتور مآب او در مدت شش سال گذشته مرتكب شده بودند و در اثر وضعيت فقرى كه دامنگير عموم مسلمانان شده بود و احتكار ثروتى كه رجال نامور قريش كرده بودند تمام محيط اسلامى يك طوفان شديد انقلاب بود كه موجى از آن مدينه را فرا گرفت و دستگاه خلافت چند ساله عثمان را كه پشت گرم بحزب نيرومند بنى اميه بود از بيخ درآورد . براى آرام كردن اين طوفان عمومى چارهاى نبود جز يك نمايش عدالت و ديندارى پر طنطنهاى كه در مزاج عموم اثر بخشد و آن هم همين روشى بود كه على عليه السلام در پيش گرفت و بسرعت اين طوفان عمومى را منحل كرد جنگ جمل و صفين و نهروان موجهاى